کد خبر : 106397 تاریخ : ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۲ مهر - 12:25
وقتی پول در این مملک خدایی می کند! 100 هزارتومان نداشت و زنش مُرد زنم مریض بود، آوردمش بیمارستان، گفتند ۱۰۰ هزار تومن هزینه‌اش می‌شود، ۱۰۰تومن فقط، گفتم ندارم، زنم را بردم خانه، یک ربع بعد مُرد، من اگر حقوق داشتم، اگر۱۰۰ تومن بهم می‌دادید، خانومم فوت می‌کرد؟

به گزارش آفتاب صبح، مصطفی داننده در عصر ایران نوشت: فیلمی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن کارگری خطاب به کارفرمای خود با صدایی حزن آلود و لهجه‌ای جنوبی می‌گوید:«زنم مریض بود، آوردمش بیمارستان، گفتند ۱۰۰ هزار تومن هزینه‌اش می‌شود، ۱۰۰تومن فقط، گفتم ندارم، زنم را بردم خانه، یک ربع بعد مُرد، من اگر حقوق داشتم، اگر۱۰۰ تومن بهم می‌دادید، خانومم فوت می‌کرد؟»

100 هزارتومان! برای خیلی از ما پول زیادی نیست. برای خیلی از مدیران 100 هزارتومان اصلا پولی به حساب نمی‌آید. برای بخشی از مردم اما 100 هزارتومان، یک دنیا پول است. 100 هزار تومان می‌تواند جان‌شان را نجات دهد.

باورش سخت است اما هستند آدم‌هایی در این سرزمین که 100 هزار تومان پول در جیب خود ندارند. ندارند که زندگی کنند؛ آنهم در جامعه‌ای که پول نداری، یعنی هیچ نداری، نه آبرو، نه اعتبار و نه حق زندگی!

نمی‌دانم آن مدیرانی که در اتاق‌های چند ده متری و صندلی‌های نرم می‌نشینند و تصمیم می‌گیرند، می‌دانند زیر دستان‌شان چگونه زندگی می‌کنند؟ می‌دانند مردی یا زنی 3 ماه حقوق نگیرد، چگونه باید زندگی کند؟ مگر می‌شود چقدر از این و آن قرض گرفت تا چرخ‌های از کار افتاده زندگی را راه انداخت؟

به خدا که نمی‌شود در این دنیایی که خدای خیلی‌ها پول است بی پول زندگی کرد. می‌بینید که اگر پول نداشته باشید، بیمارستان هم شما را راه نمی‌دهد.

در همه جهان بیمارستان جایی برای نجات دادن آدم‌هاست حتی در بسیاری از جنگ‌ها بیمارستان‌ها امن ترین جاهاست اما الان بیماری را پذیرش نمی‌کنند چون پول ندارد، یعنی جان آدمی ارزش 100 هزارتومان را ندارد.

امیدوارم حرف‌های این کارگر در این فیلم دروغ باشد و بیمارستان، زن او را به خاطر 100 هزارتومان رد نکرده باشد. کاش اصلا همه حرف‌های او دروغ باشد.

کاش فکر کنیم انسانیت هنوز زنده است و در این جامعه هنوز پول همه جا را نگرفته است و خدایی نمی‌کند.

با کاش‌ها اما نمی‌شود زندگی کرد و دیده‌ها حکایت از چیز دیگری دارد. جامعه ایران به راحتی به ما می‌گوید برای بسیاری، پول عزیزترین است. صفحات حوادث روزنامه‌ها به خوبی حکایت از این داستان دارد. برادر کشی می‌کنند، سر پدر و مادر را می‌برند تا به پول برسند.

سری به دادگاه‌ها و شکایت‌ها در مورد مهریه و ارث بزنید تا ببیند، «پول» چه خدایی می‌کند در این سررزمین.

حالا که خیلی از مسؤولان نمی‌توانند، چقدر خوب می‌شود ما مردم دست به دست هم بدهیم و با موسسه‌های خیره جور خیلی‌ها را در این سرزمین بکشیم و به داد مردم برسیم.

شاید برای همه ما لازم باشد سری به خودمان بزنیم و ببینم چقدر پول برای‌مان مهم است. پول را در یک کفه ترازو بگذاریم و عزیزان خود و انسانیت را در یک کفه و ببینم کدام سنگین تر است و وای به حال ما اگر پول سنگینی کند.